شایانشایان، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره

پسرم شایان

دریاچه چیتگر

امروز شنبه 19 مرداد 92 سه تایی رفتیم دریاچه چیتگر. جای خیلی جالبی نبود، البته هنوز ساختش تموم نشده. خیلی جای شلوغی بود. ببین کجا رفتی!!!! این بزرگترین سرسره ایه که تا الان سوار شدی. چند بار که رفتی بالا میگفتی میترسم ولی بازم از رو نمیرفتی وروجک شیطون!!! ...
19 مرداد 1392

مسافرت اردبیل

دوشنبه ٩٢/٥/٧: امروز سه تایی باهم یه سفر رو شروع کردیم. حدود ساعت 5 بعد از ظهر از خونه خارج شدیم. بعد از قزوین، یک ساعتی کنار رودخونه استراحت کردیم. تو و بابایی هم توی رود خونه آب بازی کردین. طبق معمول تو از آب بازی سیر نمیشدی و با گریه از آب بیرون اومدی. لباساتو پوشوندم و راه افتادیم. تو توی ماشین روی پام نشسته بودی. یه دفعه احساس کردم پاهام گرم شده. واااااااااااااااااای جیش کردی!!!!!!!!!!!!!!!!! داشتم دیوونه میشدم. مونده بودم چیکار کنم. بابا از از اولین خروجی که به سمت رستم آباد میرفت خارج شد. اولش به بابا گفتم برو کنار رودخونه میرم تو آب خودمو میشورم، ولی هوا تاریک بود هم میترسیدم برم تو رودخونه و هم جای مناسبی کنار آب پید...
12 مرداد 1392

تنگه واشی

روز جمعه ٢٨ تیر، سه تایی رفتیم تنگه واشی.ما اولین باری بود که به اونجا میرفتیم. تقریباً ٤ سال پیش، وقتی از بابلسر برمیگشتیم تا جلوی پارکینگش رفتیم ولی چون دیر وقت شده بود از ماشین پیاده نشدیم و برگشتیم. از اون موقع به بعد خیلی دلم میخواست بریم، ولی نشد.تا اینکه امروز با هم رفتیم. خیلی بهمون خوش گذشت. فقط تو آخراش یه کم خسته شده بودی. شایان جونم، وقتی کنار منو بابا هستی، تمام خوشیهای دنیا مال ماست. امیدوارم همیشۀ همیشه کنارمون باشی. اینم عکسهای خوشگلت: تنگه١: دشت بین تنگه ١و٢: قربونت برم سایه بون چقدر بهت میاد: قربونت برم تمرکز کردی گل بکنی؟ شکل دهنتو نگاه کن! این کارت به بابایی رفته. ...
28 تير 1392

باغ پرندگان تهران

امروز(جمعه 31 خرداد92)سه تایی رفتیم باغ پرندگان.البته تو میگفتی باغbird . تمام مدت مشغول عکس گرفتن بودی! دوربینو از مامان گرفته بودی و از پرنده ها عکس میگرفتی! داری برای قوها آب میریزی: بعد از دیدن باغ پرندگان، برای ناهار رفتیم جاجرود. اونجا هم کلی آب بازی کردی. عاشق این کاری: ...
1 تير 1392

مسافرت شمال

        امروز آخرین امتحان باباست. روزای امتحان بابایی به من و تو خیلی خوش گذشت، چون میومدیم جنگل. جنگل بلیران: شایان و بابایی در حال ماشین شستن: آب بازی توی حیاط بابلسر: دریای میرود:  د جاده هراز: دشت شقایق لار: ببین چه زوری میزنی برای کندنش: کجا میری مامانی؟ ...
25 خرداد 1392

لغات معکوس شایان

فیسید.....................................سفید فسته......................................سفته خوراس....................................سوراخ فسره.....................................سفره ماشین بابا جون عَبَکی.................ماشین باباجون عقبکی(دنده عقب) رفت. آگشت....................................انگشت مامان دوست دارم. لاستیک(یعنی قالپاق) ماشین بابا شکست. برگه شکست.............................برگه پاره شد. بابا گوشی بده. مامان جیش دَدَر دارم.   شایدا.....................................شایان آب اوم.......................................آب جوش فلاس..........
20 خرداد 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پسرم شایان می باشد